تبليغاتX
--------- ------- -------  ¸.•**•.¸ღ♥ღکلبه تنهای ღ♥ღ¸.•**•.¸

قصه من و تو

همیشه وقتی میخوام از ستاره های کویر بگم

اونوقت یادم میاد که تک ستاره ی عشق



شبام چه پرنور واسم می درخشه

همیشه وقتی به تصویر ماه روی آب خیره



میشم یادم میاد که ماه آسمون قلبم

چه سخاوتمندانه شبامو نقره ای کرده



همیشه وقتی میخوام خورشید رو نقاشی

کنم قصر طلایی آرزوهامو که تو آبی آسمون



چشمای بی دریغش ساختم به خاطر میارم

همیشه وقتی میخوام عظمت کوهها رو به تصویر



بکشم اونوقت یادم میاد که چه تکیه گاه امنی

دارم تا موقع دلواپسی هام شونه ی گریه هام باشه



همیشه وقتی میخوام از حرارت آتیش بگم یاد

دستای گرم اونه که تو بی قراری هام بهم قوت قلب میده



اما همیشه وقتی میخوام از نم نم بارون بگم

آره عزیزم اونوقته که یادم میاد چه قدر دلم



تنگه واسه حضورت چه بی قراره واسه گرمای

دستات چه بی تابه واسه حرارت نگاهت




حالا دیگه نمی دونم از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور

می مونه اونوقته که هوای ‌دلم ابری میشه و آسمون




چشمام بارونی امامیدونی همه ی عمر انتظار

دیدنت حتی واسه یه لحظه خیلی قشنگه

 

 


 

نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت




شروع کرده ام ولی به انتها رسیده ام

به انتهای واپسین ترانه ها رسیده ام

 

 بدون شانه هایتان  که شوق بی بهانه بود

به بی کسی، به گریه های بی صدا رسیده ام

 

کلاغ قصه های ما رفت و به خانه اش رسید

قصه تمام شد ولی من به کجا رسیده ام؟

 

رخت اگر چه بستم و من ز شما گریختم

آخرِ کار باز هم من به شما رسیده ام

 

"تمامِ نا تمامِ من" ! رفتی و نا تمام، من

سبز خزان کردم و آه، به انتها رسیده ام.


 

نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 13:33 موضوع | لینک ثابت


نذار باور کنم تنهای تنهام...

 

 

شتو نگاهت عشق رو دیدم



تپش قلب رو شنیدم



توی جاده های احساس



من به عشق تو رسیدم


تو کتابها عشق رو خوندم


عکس خورشید رو سوزوندم


جای خورشید تو کتابها

سفين شيرواني

نقش چشمهات رو نشوندم


توی شبهای من و تو


لب عاشق بی صدا نیست


توی دنیای من و تو


واسه غمها دیگه جا نیست


تو همون عشقی که با تو


بغض کینه ها می میره


از تو دستهای لطیفت

نذار باور کنم تنهای تنهام

 

نمی خوام با کسی غیر از تو باشم

 

می خوام از خوابی که لحظه ش یه ساله

 

برای دیدن روی تو پاشم

 

میشه افسانه ها رو زندگی کرد
 

اگه حق با منه دیوانه باشه

تا حالا شده بخواي اشک بريزي ، گريه کني يه عالمه

 

 اما نتوني و گلوت از زور بار بغز بخواد خفه شه ...

 


تا حالا شده که بخواي با تمام قدرت خدا رو فرياد بکشي

 

و ازش کمک بخواي که رهات کنه ، به دادت برسه ...


تا حالا شده که دلت بخواد يه مسافر در خونت رو بزن و تو رو از اين همه

 

چشم انتظاري در بياره ...


تا حالا شده زير بار سنگين فاصله انقد

 

ر له بشي که ديگه حتي نتوني جيک بزني ...

 


تا حالا شده عشقت و نديد بگيرن و بعد هم ...

 هيشکی از رفتن من غصه نخورد

 

 

هيشکی با موندن من شاد نشد

 

 

وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت

 

 

بغض هيچ آددمی فرياد نشد!

 

 

وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت

 

 

وقتی رفتم کسی بدرقه ام نکرد

 

 

دل من می خواست تلافی بکنه
 


پس چشم هيچ کسی عاشقم نکرد!

 

 

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت

 

 

هوا صاف و خيليم آفتابی بود!

 

 

اگه شب می رفتم و خورشيد نبود

 

 

آسمون خوب می دونم مهتابی بود...!

 

 

دم رفتن کسی گفت سفر بخير

 

 

که واسم غريب و ناشناخته بود

 

 

اما اون وقتی رسيد که قلب من

 

 

همه آرزوهاشو باخته بود

 

 

چهره هيچ کسی پژمرده نبود

 

 

گلها اما همه پژمرده بودند

 

 

کسايي که واسشون مهم بودم

 

 

همه شايد يه جوری مرده بودن

 

 

وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت

 

 

وقتی رفتم کسی بدرقه ام نکرد..........!

                       

برای دوست داشتن ات

 

محتاج دیدن ات نیستم..

.

اگر چه نگاهت آرامم می کند

 

محتاج سخن گفتن با تو نیستم ...

 

اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

 

محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...

 

اگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است

 

دوست دارم

 

نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم

 

دوست دارم بدانی

 

حتی اگر کنارم نباشی...

 

باز هم

 

نگاهت می کنم ... صدایت را می شنوم ... به تو تکیه می کنم

.

.

. 

 هميشه با منی و هميشه با تو هستم هر جا که باشي.

 

غزال

 

 

عشق نمي پرسه كه تو كي هستي عشق فقط ميگه تو مال منی

 

 عشق نمي پرسه اهل كجايي فقط ميگه تو قلب من زندگي مي كنی

 

 عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستی

 

عشق نمی پرسه مرا می بوسی فقط ميگه می بوسمت

 

 عشق نمي پرسه كه دوستم داري فقط ميگه :

 

 

عشق زیباست چه پیدا و چه پنهان باشد

 

عشق میخواهد تا انسان انسان باشد

 

چه کسی گفت که شادی را امسال کنید؟

 

عشق فرمود که نان باشدو ایمان باشد

 

در زمینی که علفهای هوی ریشه کند

 

عشق از مردم آن شهر گریزان باشد

 

اي شماها كه به سختي‌ها مي‌انديشيد

 

بگذاريد كه عاشق شدن آسان باشد

 

مرگ چون جامه اگر چند به ما نزديك است

 

زندگي از افق دور نمايان باشد

 

با بهاري كه مرا نيست دلم مي‌خواهد

 

گل فراوان خندد، ابر غزلخوان باشد

 

چتر بردار به ديدارم اگر مي‌آيي

 

پيش‌بيني من از فردا باران باشد

 

 

 

باز شب شد، چقدر تنهایم

گفته بودی که شبی می آیم

باز شب شد و از پنجره ام

همچنان راه تو را می پایم

کنج این پنجره ها شب همه شب

منم و گریه و های و هایم

پشت این پنجره ها تا به سحر

پنجه بر پیکر شب می سایم

نکند بیهوده عمر خود را

پشت این پنجره می فرسایم

نکند بیهوده تکرار شود

قصه چشم به راهی هایم

باز چون دیشب و شبهای دگر

می روم پنجره را بگشایم

باز شب شد، شب و از پنجره ام

همچنان راه تو را می پایم 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 12:46 موضوع | لینک ثابت


هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند..............

 

 

 

چه زود گذشت و تمام شد روزهای عاشقی

چه آسون فراموشت شد اون همه دلتنگی

پراز خاطرات توست لحظه های زندگی

بی تو ماندم پشت حصارهای تنهایی

گوشه نشین عشق شدم

بی تو تمام شد زندگی !

 

 

می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم

غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی

نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛

بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو

میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم

از من نگیر این لحظه های دلخوشی را

نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...

یادت می آید حرفی را که زدی؛

 

شب سردی ست و من افسرده راه دوری ست و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

میکنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها

سایهای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غمها فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانک برآرم از دل وای این شب چقدر تاریک است

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطرهای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غمی هست به دل

غم من لیک غمی غمناک است

مرور میکنم ترا

ساحل نشینان پیر باور دارند

دریا جنازه را بساحل میدهد

ایا من در تو مرده ام

که به ساحلم دادی؟

من برروی ماسه ها افتاده ام

و نفس می کشم

چشم به تو دوخته و جان به اواز جاری تو سپرده ام

و

مرور میکنم ترا

روزها و سالهای پر عطوفت را.............

تو دریایم بودی

پر طراوت و پر مهر

در تمامی طوفانها

مرا بعمق می بردی

و رهایی از خویشتن

عاشقانه تسلایم می دادی

در اغوشت بخواب می رفتم

اغوشت برایم بهشت امنی بود

تو چه بی انتها و پر مهر بودی

چه غمگین و صمیمی و پر سوز میگریستی

منهم با تو میگریستم

نمیدانم چرا؟

چه خوش بود ان روزها

اما...افسوس............

 

 

اگــــر سبزه بــودم بدامان صحــرا

سراغ تــو را از صبا می گــرفتــم

اگــر آب بــودم بــــه آغوش دریــا

سراغ تــرا از ناخــدا مــی گــرفتم

اگرچنگ وبودم به صد نازو افسون

به دامان پر مهر تو مـــی غنــــودم

اگــر مهــربان بودی ای نـــــازنیــم

زخــوبان ترا و تـــــرا مــی ستودم


 

 


 

نوشته شده توسط نرگس در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 17:18 موضوع | لینک ثابت


hamishe ba too bodan

 

shab  bi  too  harasi  nadarad

 

ghalbi  man joz  too  kasiro

 

nemikhad  bedoni too  donya

 

base  man  ghashng  nist cheshay

 

man  joz   cheshay ashghi   too ra

 

dige  kasiro  nemikhad  ke bebine

 

dastay  sardi  man  joz  dastay

 

too  dege  dastiro nemikhad

 

ke  begire  mikham  hamishe 

 

ba  too  basham  too  khoshhaliyad

 

va  ghamad  va  hiche  vaght  tanhad

 

nazaram  mikham  ke  hame  chized 

 

  basham  mikham  ke  hamishe 

 

pishi  too  basham  dar  kenari  too 

 

basham  dar  zendegim  mikham 

 

faghd  ba  too  basham


 

نوشته شده توسط نرگس در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 1:45 موضوع | لینک ثابت


hava tarik mishod

 

 

 


dasht kam kam hava tarik mishd


va delam bigharar mishod nakone too


nayai montazeret mondam hava tarik


shod ama too nayamadi ama man bazam



montazeret mondam baz shab az nime


gozasht ama too nayabadi che be dar


monde bod montazer bodam ke too


daro baz koni begi salam ama too


nayabadi azizam kash bedoni


ke on shab man chighadar montazeret


modam ama too nayamadi


 

نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 16:38 موضوع | لینک ثابت


vaghti raftanet

 

 

man  migam  na  na  naro

 

pisham  bemon  too migi  ke 

 

vaght  raftanete man  migam

 

akh  chira too migi  ke  yeki 

 

montazerete man  migam  pas

 

man  chi  too  migi  ke  faramosham

 

mikoni  man  migam  pas  khaterehamon

 

chi  mishe  too  migi  ke  khaterehamon

 

mimiran   man  ashkam  az  roy

 

goneham  jari  mishan bad

 

man  migam  hala  ke  mikhahi

 

beri  faghat  ino  bedon ke toy

 

in  donya  age  kasi doset dare

 

faghat  manam  va  age

 

kasi  montazerete  faghat 

 

man  hastam

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط نرگس در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 19:12 موضوع | لینک ثابت


midonam ke rorzgare por...

 

midonam  ke  rorzgare  por

az  golay  vahshi ba  ye  shakhe  

shekastat  mitoni  mano  nabakhshi

too  ye   say  boni  amni  base  bobolay   

ashgh mano  on  asiri  mojaz toy

hasrati  ghaygh  ye  delam  asheghat  bod

ke  migoffi  divane  hast  are  divane   gi  ra  

bera  ke  khan   dash  ham  ye  bahane  hast 

man  migat  ke  man  too  ra  khilly

dost  daram  ama  too  hichi nemigi

man  migam  ke  man  tanha  hastam

  ama  too  hichi  nemigi  man  migam

ke  man  bedoni  too  mimiram   ama

 too  hichi  nemigi man migam ke  man

asheghi  too   hastam  ama  too hichi 

nemigi  man  migam  man  dar 

zendegim   faghat  be  too  feker 

mikonam'ama  too  hichi  nemigi

man  migam  ke  man  az  in  donya

faghat  too  ra  mikhaham  ama  too

ama  ti  hichi  nemigi  ama  too   dar

akhar  migi  ke   too  asheghi  yeki

dige  hasti  va  mano  dost  nadari

va  mikhahi  ke  mano  tark  koni


 

نوشته شده توسط نرگس در شنبه سوم آذر 1386 ساعت 23:13 موضوع | لینک ثابت


hamishe too.......

 

hamishe too miporsidi ke man dostat daram ya na

hamishe   too  migofti   ke   dostam  dari

 hamishe  too  migofti  ke  hichvaght tanham

nemizari  alan  tamham  gozashti mano  too

hamishe  too   migofti    hazeri   baram  bemiri

man   hichvaght  bavaram  nemishe  ke too

mano tanha gozashti too  mano  tanha gozashti

 hamishe too mogofti ke mikhahi asheghi man bashi

 hamishe  too  migofti  mikhahi  ba  man  bashi

hamishe  too  baram   sheri   asheghi ra migofti 

baram  ghesey    eshgo  migofti  too  migofti  hamishe

kasi  ke ashegh   hasti  be  eshgi  khod  mirasat

hamishe   too  migofti  mikhahi  mano   bar  dari bebari

to  on   shri   royayd ke  baram  ghesey   eshgh   begi

man  az  too  ghese   nemi  khastam  hiche vaght

azizam  hamishe  kasi  ke  mimone  on faghat

nargest hast

 

ba  tanhay  kari  joz  gere  kar  dan

nemishe  kari  degey  kard

ensan  ta  vaghti  tanha  nist

hichizi  ra  dark  nemikone

na  kasi  ke  asheghe  na  kasani

digar  ra  man  ham  hamin toor

ta  vaghti  ke  ba  too  bodam

ghadri  in  hame  khosh  vaghti

ra  nemidonistamv  vali  alan

khilly khob mifah mam  tanhay ra

azizam  too ham   hamin  tor

alan nemifahmi ghadri  mano

in  man bodam ke dostat dashtam

bazam  ye  ghatre  az  ashkam  barat

rikhtam  kash  ye  kami  ghadri

in  ashkam  ra  midasniti  ta  man

in ghadar  barat  ghreya  nemikarda

ton  ghalbam  bazam  ye  jay 

baray  too  hastam  har vaght  ke 

be  too  feker  mikonam  geryam  migire

hichie  kasi mesli  nargesat

nemishe

too   tanhaiyam  faghat  be  too

feker  mikonam  hamish  ye  chizi

base  khoshvaghti  ast  ama  ingar

baray  ma  chizi  be nami khoshvaghti

vejod  nadare   alan  man  ye  arozoy 

daram  too  sinam  ke  dobare  chieshmi

man  chishimi  too  ra  bebine

agar  du  nabashi    man  digar  hichi 

arozoy  nadaram   ba  too  arozoham

sheroh  mishe  agar  nabashi  hame 

arozohay  man  tamam  mishe

agar  nabashi  deli  man  mimire

agar  kasi  montazeri  too  hast

faghat  nargesete

 


 

نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 18:3 موضوع | لینک ثابت


rahi zendonet shodam

 

 

man  too  ra  bibinam  ke  roye

takhti  khodet  nashasti  dari

gerye  mikoni  va  man  miya 

roberoy   too  be  too  negah  

mikonam  ama  dasti  man  

nemitavane  ke  dastay  too

ra  begere  va   in  ja man

roy  takhtam   neshastam  

daram  gery    mikonam ama

man  too  ra  ehsas  mikonam

ke  too ham   migi  ke  mikhahi 

dastay  mano  begiri ama

dastay   too  be man  nemirase

man har  vaght  ke  be  too

feker  mikonam  geryam  migere

delam  mikhat  dastay  too  ra 

dar  dastam begiram

ama  afsos  ke  dastam

be  too  nemirase

go  toy  gol  donet  shodam

sher  to  tadonet  shodam

ghesey  faravone  shodam

ye  rohi  bi  neshoned  shodam

ghabi  bineshoned  shodam

tooy  ghesi  too  shodam

rolabebineshoned shodam

base  ghese  too  rahi  zendonat

shodam  base  too  bineshonat

shodam  be  neyazi  rahi  ghalbet  shodam

toy  rahiy  zendegi  too  ye  ghese  

bineshonat  besham

rahi  arozoyat  sham

nargesi  bi  neshonat   sham

 

 


 

نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه نهم آبان 1386 ساعت 16:59 موضوع | لینک ثابت